<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ارنستو</title>
<link>https://ernesto3000.blogfa.com</link>
<description>ادبي-اجتماعي</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 31 Jan 2012 13:11:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>ریش سفید</title>
<link>https://ernesto3000.blogfa.com/post/18</link>
<description>چشم چترش را باز کرده است همیشه پیش بینی هواشناسی غلط نیست کنده محترم کمی جا برای چوب خشکی که از ضرب المثل بیرون انداخته اند بگذار اخر کمی اکسیژن برای سوختنم لازم است هوای بارانی مرا می خواهد کافرم سردش است تو دود کن من به اندازه کافی سوختن بلدم</description>
<pubDate>Tue, 31 Jan 2012 13:11:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ernesto3000</dc:creator>
<guid>ernesto3000.blogfa.com/post/18</guid>
</item>
<item>
<title>CNG</title>
<link>https://ernesto3000.blogfa.com/post/17</link>
<description>سیر زندگیم انقدر گرسنه هست که بوی پیاز را گازی بزنم سی ان جی ها همه منتظرند به صف عادت کرده ام ۶۰های روغن ، پنیر، برنج و کوپن های زنده ماندن ۸۰ ی تو همین سی ان جی را کم داشت کمی گاز بزن پیازم را تا بقیه ام را مورچه ها از خاک بیرون بیاورند اری من از تاریخ می ایم با طعم گوشت مردار هق بزن بزن... مرا -من هم بودم می زدم- در سنگ دستشوییت سوسکها منتظرند باید بروم</description>
<pubDate>Thu, 24 Nov 2011 22:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ernesto3000</dc:creator>
<guid>ernesto3000.blogfa.com/post/17</guid>
</item>
<item>
<title>قلب من</title>
<link>https://ernesto3000.blogfa.com/post/16</link>
<description>انگار مرض دارم که میخواهم همه چیز را امتحان کنم. این مدت ننوشتم ولی بودم همه جا سرک کشیدم. بی انکه نظری بدهم. ببینم اخرش چه می شود. وقتی نیستی هم کسی می اید . خوانده میشوی اگر انطرف خطی ها احساس کنند که تو نیستی ؟ دیده میشوی؟و خوانده نشدم و دیده نشدم. و انقدر از این نشدنها بدم می اید که به خاطرش نظر هم بدهم تا بفهمند دوستان که بابا من هم هستم. اره من هستم. هنوز زنده ام و مشغول زنده بودن. ((قلبم کانون اتشکده هاست به گرد من ایید))</description>
<pubDate>Sun, 24 Jul 2011 09:52:28 +0330</pubDate>
<dc:creator>ernesto3000</dc:creator>
<guid>ernesto3000.blogfa.com/post/16</guid>
</item>
<item>
<title>از اخر</title>
<link>https://ernesto3000.blogfa.com/post/15</link>
<description>مرا به رحم مادرم باز گردان پدر مرا به رحم مادرم بازگردان *** ایا مادرم مرا باز خواهد شناخت لباسهای کهنه ایی که چنگ می خورد در تشت افتاده و بام های دل لیز بیماری مادران من انسداد نطفه پروستات های عقیم بیماریهای پدر من بازگشت *** می دود ترس در مثانه ام کمی مستراح تعبیر ارامش خوابم میشود من رحم مادرم را می خواهم تمام اب نبات های مغازه ها رسوب کرده اند در مثانه ام دویده ام تا خستگیهای مدام خونهای دویده در رگ های درد تا رحم مادرم</description>
<pubDate>Tue, 05 Apr 2011 11:20:42 +0330</pubDate>
<dc:creator>ernesto3000</dc:creator>
<guid>ernesto3000.blogfa.com/post/15</guid>
</item>
<item>
<title>فرهنگ</title>
<link>https://ernesto3000.blogfa.com/post/14</link>
<description>انقلاب زدگی ایدئولوژِی زدگی و یا هر چیز دیگری که نامش را بگذاریم باعث شد که از رسانه ملی شان از کتاب هایشان از تریبون های رسمی و غیر رسمی شان این کلمه رابا پسوندهای مختلف بشنویم. &quot;فرهنگ&quot;بی انکه هیچ کس درک درستی از ان به دست بدهد . این کلمه کم کم وارد زبان محاوره ای مردم کوچه و بازار شد. بی فرهنگ کم فرهنگ با فرهنگ تهاجم فرهنگی و ... در واقع ما درکی را که از فرهنگ داریم برگرفته از درک رسانه ایمان است حتی کتابخانهایمان .</description>
<pubDate>Wed, 23 Feb 2011 09:24:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ernesto3000</dc:creator>
<guid>ernesto3000.blogfa.com/post/14</guid>
</item>
<item>
<title>رسیده ها</title>
<link>https://ernesto3000.blogfa.com/post/13</link>
<description>من دویدم و... کوه رسید *** کوه رسید ادم رسید من دست اه را گرفتم و از سینه بیرون انداختم -بی هوا- مثل هم مثلهای قدیم *** من هم رسیدم -با سر- به دیوار کوتاه خودم</description>
<pubDate>Wed, 01 Dec 2010 06:22:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ernesto3000</dc:creator>
<guid>ernesto3000.blogfa.com/post/13</guid>
</item>
<item>
<title>رنج شعر گفتن</title>
<link>https://ernesto3000.blogfa.com/post/12</link>
<description>کوچه چادر سیاه را سر می کند و دنبال تو می گردد در پیچ و خم موهای تو انگار خیلی عاشقانه شد پس می گذارمت لب کوزه و اب می خورم کوچه را با مشت می خواهی و اسمان و تفنگ و دیوارهای حافظ اعدام و گره های باز ناشده دار انگار خیلی سیاسی شد پس پس... کوچه را کجایم بگذارم اگر نه پیچ و خم تو باشد و نه گره بر گردن *** تمام کلمات را گفته است حافظ تو خاقانی من شاملوی تو سپهری من پرستو بگویم کوچ می اید و کوچه بگویم پیچ سخت است در بازار پارچه فروشان دنبال گل گشتن بگذار کمی با</description>
<pubDate>Wed, 24 Nov 2010 08:07:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ernesto3000</dc:creator>
<guid>ernesto3000.blogfa.com/post/12</guid>
</item>
<item>
<title>اینجا بودن</title>
<link>https://ernesto3000.blogfa.com/post/11</link>
<description>باید این را می نوشتم. این ان چیزی بود که بعد از غیبت طولانیم حال موجه یا غیر موجه از ذهن می گذشت و باید بر کاغذ می امد. گاهی هیچ برای من نمی ماند جز هیچی که هستم. تمامت پی ناتمامی می گردد و به گرد هیچ هم نمی رسی. اینجا برای من چیزی فراتر از نوشتنهای مدام از روی تکرار بوده است. با بچه های اینجا زندگی کرده ام و با شادیهایشان و دردهایشان. رسالتی برای من داشته است اینجا بودن که باید به اتمامش می رساندم.</description>
<pubDate>Sun, 14 Nov 2010 07:10:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ernesto3000</dc:creator>
<guid>ernesto3000.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>گم</title>
<link>https://ernesto3000.blogfa.com/post/10</link>
<description>سراغم را می گیری دیوانه ی مضحکه ی هرروزه بچه ها -او را دیده ای می دانم- و خندیده ای کوچه گرد اوازه خوانی که بر هم می زند ارامش تمامت را با نوای نایش -دیشب سکه ای به او دادی- و خندیدی دخترک ژنده پوشی با کفشهای شیک لابه لای چرخهای نگاه تو -در عبور ماشینت– دیده ای او را می دانم *** من ان کوچه گرد خوش اوازم بی هیچ سکه ای در کیسه بی هیچ نای صدایی منم مرد دوره گرد خوش اوازی که روزی با زنی دیوانه همبستر شد تا در شبی سرد دخترک زاده شود بی هیچ فلنگی من ان دیوانه ام</description>
<pubDate>Sat, 02 Oct 2010 11:35:06 +0330</pubDate>
<dc:creator>ernesto3000</dc:creator>
<guid>ernesto3000.blogfa.com/post/10</guid>
</item>
<item>
<title>قهوه ...خانه</title>
<link>https://ernesto3000.blogfa.com/post/9</link>
<description>قهوه های دود خانه های تلخ چشم مختصر اب های زرد نبض های خواب تخت های پلک رخ های مات طوطیان سبز پرپری مدام تاک و تیک تب صورت شراب شرم های چشم شب شر و شراب قصه های دود توسی عصا مردهای نی آه های چای مردم گشاد دختر عبور قهوه های دود خانه های ...</description>
<pubDate>Tue, 31 Aug 2010 10:10:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>ernesto3000</dc:creator>
<guid>ernesto3000.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
</channel>
</rss>
