از اخر
مرا به رحم مادرم باز گردان
پدر
مرا به رحم مادرم بازگردان
***
ایا مادرم مرا باز خواهد شناخت
لباسهای کهنه ایی که چنگ می خورد در تشت افتاده
و بام های دل لیز
بیماری مادران من
انسداد نطفه
پروستات های عقیم
بیماریهای پدر من
بازگشت
***
می دود ترس در مثانه ام
کمی مستراح تعبیر ارامش خوابم میشود
من رحم مادرم را می خواهم
تمام اب نبات های مغازه ها
رسوب کرده اند در مثانه ام
دویده ام تا خستگیهای مدام
خونهای دویده در رگ های درد
تا رحم مادرم