..........
سرد شدم از عاشقی
سرکشیدم چای را
و نعلبکی
خورشید هق می زد ماه را به صورتم
ومن پا برهنه برف را می بوسیدم
زیر چکمه های ماه
هی ... هی من ... من
فصل شب
و صورتی خراشیده
-عاشقی های مدام-
عاشقی های تکرار
با نعلبکی هایی با طعم گس سرما
زیر لبهای پای ماه
شب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 9:36 توسط ارنستو
|